لسان الملك سپهر
423
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
وليد گفت : من همىخواهم كه رأى شما را بازدانم ؟ گفتند : با قبايل مىگوئيم محمّد كاهن است . گفت : لا و اللّه ما كاهنان بسيار ديدهايم و سجع و زمزمهء كاهن را دانستهايم او را كاهن نتوان گفت ، چه اگر مردمان از شما اين بشنوند و سخنان او را اصغا فرمايند كذب شما آشكار خواهد شد . گفتند : مىگوئيم : مجنون است . گفت : لا و اللّه او را مجنون نتوان گفت ؛ زيرا كه خناق « 1 » و تخالج و وسوسه مجنون در او نيست . گفتند : مىگوئيم شاعر است . گفت : لا و اللّه ما شعر را نيك مىدانم و رجز و هزج « 2 » و قريضه « 3 » و مقبوضه و مبسوطه « 4 » آن را شناختهايم اين شعر نيست . گفتند : مىگوئيم ساحر است . گفت : لا و اللّه ما ساحران ديدهايم و نفث « 5 » و عقد او را دانستهايم . اين سحر نيست . گفتند : اى ابو عبد الشّمس تو بگوى تا بدانيم چه فرمائى ؟ قال : و اللّه انّ لقوله الحلاوة و انّ لاصله لغدقا و انّ لفرعه لخباة « 6 » باز نزديكتر آن است كه بگوئيد ساحر است و سحرى مىآورد كه ميان پدر و پسر و برادر با برادر و ميان مرد و زن و ميان مرد و عشيرت جدائى مىافكند و سخن او از مسيلمه و ساحران بابل است كه به دو رسيده . پس كفار قريش سخن بر اين نهادند و بر سر راه قبايل بايستادند و هر كه زيارت مكه همىآمد اين كلمات با او بگفتند . و خداى در حق وليد اين آيت فرستاد : ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً وَ جَعَلْتُ لَهُ مالًا مَمْدُوداً وَ بَنِينَ شُهُوداً وَ مَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِيداً . « 7 » يعنى : بگذار مرا و آن كس را كه يك تنه آفريدم و مال و فرزندان بدادم و بساط حشمت بگستردم . زيرا كه وليد بن مغيره را مالى فراوان بود و كارى به سامان بود و او ده ( 10 ) پسر داشت از جمله ايشان خالد و هشام اسلام آوردند و ذكر احوال خالد بن وليد و ديگر فرزندان او در جاى خود خواهد آمد . بالجمله : هم خداى فرمود : ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ كَلَّا إِنَّهُ كانَ لِآياتِنا عَنِيداً سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً . « 8 »
--> ( 1 ) . خناق : خپه كردن . ( 2 ) . هزج : اقسام شعر . ( 3 ) . قريض : شعر را گويند . ( 4 ) . بسيط : بحرى از شعر . ( 5 ) . نفث : در دميدن . ( 6 ) . خباه : هر ميوه كه چيده شود . ( 7 ) . سورهء المدّثر آيات 11 - 14 : آن كس را كه به تنهايى آفريدم به من واگذار ، او را مال فراوان دادم و فرزندان كه با اويند و همه امكانى در اختيارش نهادم . ( 8 ) . سورة المدثر ، آيات 15 - 17 : و بازهم طمع دارد كه افزونترش دهم ، هرگز ، چرا كه به -